در قرن گذشته که ساعت ها مکانیکی ( اکثرا فنری) بودند، کسی که درکلبه ای جنگلی و به دور از بقیه زندگی می کرد،  داستانی به شرح زیر نقل کرد:

« من ساعت مچی ندارم ولی در منزل یک ساعت دیواری زیبا و دقیق دارم. البته، گاهی فراموش می کنم ساعت را کوک کنم و رادیو هم ندارم که ساعت را با رادیو تنظیم  کنم. یک بار که می خواستم به ملاقات یکی از دوستانم بروم، متوجه شدم که ساعت دیواری کار نمی کند. ساعت را کوک کردم تا عقربه ها دوباره به کار بیافتند. عصر، در منزل دوستم ماندم واز رادیوبه کنسرت جالبی گوش کردیم. سپس به خانه بازگشتم و ساعت را دقیقا تنظیم کردم.»

او چگونه بدون آگاهی از مدت زمانی که مسافت بین خانه ی دوستش و خانه ی خودش را پیموده است، ساعت را تنظیم کرده است؟ (زمان رفت و برگشت به خانه ی دوستم را یکی در نظر بگیرید.)

2 Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>